یکی از سنت های خداوند که در آیاتی از قرآن کریم به آن اشاره شده این است که کینه مریض دلان سیاسی نسبت به ولیّ مسلمین و مؤمنان به او را روزی آشکار خواهد کرد. کینه ای که همواره سعی در کتمان آن داشتند:
✳️«أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ * وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَیْناکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ؛ آیا کسانى که در دلهایشان بیمارى است گمان کردند خدا کینه هایشان را ظاهر نمى کند؟! * و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان مى دهیم تا آنها را با قیافه هایشان بشناسى، هر چند مى توانى از طرز سخنانشان آنها را بشناسى.» (محمد:30- 29)
بدون هیچگونه توضیح اضافه تری، مخاطبان عزیز را تنها به تأمل در بخش هایی از تفسیر این آیات شریفه (برگرفته از تفسیر نمونه) دعوت می کنم:
«در این آیات باز هم به بحثى دیگر از صفات و نشانه هاى منافقین اشاره مى کند و مخصوصا بر این معنى تاکید دارد که اینها تصور نکنند براى همیشه مى توانند چهره درونى خود را از پیامبر صلوات الله علیه و آله و مؤمنان مکتوم دارند، و خود را از رسوایى بزرگ برهانند.
نخست مى گوید: «آیا کسانى که در دلهایشان بیمارى است گمان کردند خدا کینه هاى شدیدشان را ظاهر نمى سازد؟! (أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ ).»
«اضغان» جمع «ضغن» (بر وزن حرص، و همچنین بر وزن عقد) به معنى «کینه شدید» است.
آرى آنها در درون دل کینه شدیدى نسبت به پیامبر صلوات الله علیه و آله و مؤمنان داشته و همیشه منتظر فرصتى بودند که ضربه اى بر آنها وارد کنند، قرآن به آنان هشدار مى دهد، تصور نکنند همیشه مى توانند چهره واقعى خود را مکتوم دارند.
لذا در آیه بعد مى افزاید: «اگر بخواهیم آنها را به تو نشان مى دهیم، تا آنها را با قیافه هایشان بشناسى! (وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَیْناکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیماهُمْ ).»
در چهره هاى آنها علامتى مى گذاریم که با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوى، و به «رأى العین» آنها را ببینى. سپس مى افزاید: «هر چند الان هم مى توانى از طرز سخنانشان آنها را بشناسى (وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ ).»
«راغب» در «مفردات» مى گوید: «لحن» عبارت از این است که سخن را از قواعد و سنن خود منحرف سازند، یا اعراب خلافى به آن دهند، و یا از صورت صراحت به کنایه و اشاره بکشانند، و منظور در آیه مورد بحث همان معنى سوم است یعنى این منافقان بیماردل را از کنایه ها و نیشها و تعبیرات موذیانه و منافقانه شان مى توان شناخت ... لذا در حدیث معروفى از «ابو سعید خدرى» نقل شده است که مى گوید:
«لحن القول بغضهم على بن ابى طالب، و کنا نعرف المنافقین على عهد رسول اللَّه ببغضهم على بن ابى طالب؛ منظور از «لحن القول» بغض على بن ابى طالبعلیه السلام است، و ما منافقان را در عصر پیامبر صلوات الله علیه و آله از طریق عداوت با علىعلیه السلام مى شناختیم.»
آرى این یکى از نشانه هاى بارز منافقان بود که نسبت به اولین مؤمن از میان مردان و نخستین پیشگام جانباز اسلام عداوت مى ورزیدند.
اصولا ممکن نیست انسان چیزى را در دل داشته باشد و بتواند براى مدت طولانى آن را چنان مکتوم دارد که حتى در کنایات و اشارات و لحن کلام او ظاهر نشود، لذا در حدیثى از امیر مؤمنان علىعلیه السلام مى خوانیم:
✳️«ما اضمر احد شیئا الا ظهر فى فلتات لسانه و صفحات وجهه؛ هیچکس چیزى را در دل پنهان نمى کند مگر اینکه در سخنانى که از دهان او ناآگاه مى پرد و صفحه صورتش آشکار مى شود.» (نهج البلاغه؛ خطبه26)
در آیات دیگر قرآن سخنان موذیانه منافقان که مصداق این «لحن القول» است یا حرکات مشکوک آنها، نقل شده است؛ و شاید به همین دلیل بعضى از مفسران گفته اند که بعد از نزول آیه مورد بحث دیگر پیامبر صلوات الله علیه و آله به خوبى منافقان را از نشانه هاى آنها مى شناخت ...
امروز هم شناختن منافقان از لحن قول و موضعگیریهاى خلافشان در مسائل مهم اجتماعى، و مخصوصا در بحرانها یا جنگها کار مشکلى نیست و با کمى دقت از گفتار و رفتارشان شناسایى مى شوند. و چه خوب است مسلمانان بیدار باشند و از این آیه الهام گیرند و این گروه خطرناک و کینه توز را بشناسند و افشا کنند.» (تفسیر نمونه، ج 21، ص 477)
برچسب:
نویسنده: میلاد قاسمیپور