سالی دگر گذشت، تو اما نیامدی
ای آخرین مسافر زهرا نیامدی
بوی بهار میرسد از کوچه باغها
آه ای بهار دائم دلها نیامدی
تاریکی است هر چه که دیدم بدون تو
ای آفتاب روشن فردا نیامدی
ما تشنگان وصل خودت را هزار بار
کشتی ز هجر و حضرت دریا نیامدی
سالی ز سال های فراغ و جداییت
پایان رسید یوسف زهرا نیامدی
برچسب:
نویسنده: میلاد قاسمیپور